ادارهٔ کل حقوقی قوهٔ قضاییه
نظریهٔ مشورتی ۷/۱۴۰۱/۶۵۵ — ۱۴۰۱/۰۷/۱۷
- شمارهٔ نظریه
- ۷/۱۴۰۱/۶۵۵
- تاریخ صدور
- ۱۷ مهر ۱۴۰۱
- اعتبار
- راهنمای اجرایی
پرسش
در صورتی که دادگاه در مقام رسیدگی به واخواهی خارج از مهلت، با پذیرش دادخواست و بدون صدور قرار واخواهی و دستور توقف عملیات اجرایی مبادرت به رسیدگی به اعتراض نموده و النهایه پس از گذشت مدت طولانی، دادنامه بدوی صادره تأیید شده باشد، سؤال این است که:
۱- آیا عملیات اجرایی انجامشده در زمانی که واخواهی در حال رسیدگی بوده است و فیالواقع دادنامه، قطعی نبوده است علی رغم تأیید رأی بدوی در خور ابطال میباشد؟
۲- آیا این ابطال مستلزم تقدیم دادخواست است یا با دستور شعبه صادرکننده رأی، امکان ابطال آن وجود دارد؟
متن نظریه
۱- در فرض سؤال که دادگاه بهرغم پذیرش دادخواست واخواهی خارج از مهلت بدون رعایت تبصره یک ماده ۳۰۶ قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب ۱۳۷۹ و صدور قرار قبولی و توقف عملیات اجرایی، اقدام به رسیدگی نموده و در نهایت دادنامه بدوی را تأیید کرده است، هرچند اقدام دادگاه به شرح فوق مغایر قانون به نظر میرسد، اما نظر به اینکه مستفاد از ماده ۸ قانون یادشده و ماده ۲۴ قانون اجرای احکام مدنی مصوب ۱۳۵۶ با شروع عملیات اجرایی، اصل بر تداوم آن است و در فرض سؤال در نهایت رأی نخستین تأیید شده است، عملیات اجرایی صورتگرفته در زمانی که واخواهی در حال رسیدگی بوده است، صرفا به این دلیل (تداوم در زمان رسیدگی به واخواهی) قابل ابطال نیست.
۲- با عنایت به مراتب فوق، پاسخ به این سؤال منتفی است.
نظریهٔ مشورتی جنبهٔ راهنمایی دارد و مانند رأی دادگاه لازمالاجرا نیست؛ با این حال، چون پاسخ ادارهٔ کل حقوقی قوهٔ قضاییه است، برای فهم رویهٔ اجرایی و پیشگیری از اختلاف، مرجع مهمی بهشمار میرود.
مستندات قانونی مرتبط۳
این نظریه برای کتابخانهٔ مدونات از مجموعهٔ نظریات مشورتی ادارهٔ کل حقوقی قوهٔ قضاییه بازخوانی شده است؛ برای استناد رسمی، متن منتشرشدهٔ همان اداره مرجع نهایی بهشمار میرود.

