شنبه ۱۱ مهر ۱۴۰۵

ادارهٔ کل حقوقی قوهٔ قضاییه

نظریهٔ مشورتی ۷/۱۴۰۳/۵۲۱ — ۱۴۰۳/۱۱/۲۱

شمارهٔ نظریه
۷/۱۴۰۳/۵۲۱
تاریخ صدور
۲۱ بهمن ۱۴۰۳
اعتبار
راهنمای اجرایی

پرسش

در صورت طرح دعوا مبنی بر اثبات واهی و بی‌اساس بودن سند عادی (صلح‌نامه) و ابطال آن به جهت ساختگی بودن سند و وجود خارجی نداشتن متعاقدین (مصالح و متصالح)، آیا خواهان باید متعاقدین و یا ورثه آنها را به عنوان خوانده طرف دعوا قرار دهد و یا به صرف ادعای خواهان و بدون ذکر نام طرفین قرارداد، دادگاه ملزم به بررسی ادعا و ورود در ماهیت قضیه و اتخاذ تصمیم است؟

متن نظریه

در فرض سؤال که دعوای اثبات واهی بودن صلحنامه و ابطال آن به سبب ساختگی بودن سند و وجود خارجی نداشتن متعاقدین مطرح شده است، دعوا متوجه شخص یا اشخاصی است که از مال موضوع سند منتفع می‌شوند و حسب مورد آن را در تصرف و یا تملک خود دارند و مبنای تصرفات آنان از سند فرض سؤال نشأت گرفته است؛

بنابراین، طرف دعوا قرار نگرفتن متعاقدین اعم از آن که به دلیل موهوم بودن اسامی و یا عدم ذی‌نفعی آنان به هر دلیل دیگر باشد، مانع از رسیدگی به دعوا نیست. بدیهی است در فرض سؤال، چنانچه خوانده ادعای موهوم بودن اسامی متعاقدین را نپذیرد و یا مداخله اشخاص دیگری را برای تقویت مواضع خود ضروری بداند، منعی برای جلب آنان به دادرسی ندارد.

نظریهٔ مشورتی جنبهٔ راهنمایی دارد و مانند رأی دادگاه لازم‌الاجرا نیست؛ با این حال، چون پاسخ ادارهٔ کل حقوقی قوهٔ قضاییه است، برای فهم رویهٔ اجرایی و پیشگیری از اختلاف، مرجع مهمی به‌شمار می‌رود.

این نظریه برای کتابخانهٔ مدونات از مجموعهٔ نظریات مشورتی ادارهٔ کل حقوقی قوهٔ قضاییه بازخوانی شده است؛ برای استناد رسمی، متن منتشرشدهٔ همان اداره مرجع نهایی به‌شمار می‌رود.