شنبه ۱۱ مهر ۱۴۰۵

ادارهٔ کل حقوقی قوهٔ قضاییه

نظریهٔ مشورتی ۷/۱۴۰۰/۶۹۱ — ۱۴۰۰/۱۰/۲۲

شمارهٔ نظریه
۷/۱۴۰۰/۶۹۱
تاریخ صدور
۲۲ دی ۱۴۰۰
اعتبار
راهنمای اجرایی

پرسش

۱- مقصود از واژه دلایل در بند ۶ ماده ۳۴۱ قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب ۱۳۷۹ چیست؟

توضیح آن‌که، برخی معتقدند که مقصود معنای اعم آن و به معنای انگیزه یا جهات است که در ماده ۳۴۸ این قانون آمده است و صرف این‌که شخص مدعی عدم توجه به دلایل خود در مرجع بدوی شود، کافی است؛ برخی دیگر بر این عقیده‌اند که مقصود معنای خاص آن است و باید ازاقسام ادله اثبات دعوا یعنی اقرار، سند و ...

باشد؛ هم چنان‌که در بند ۶ ماده ۵۱ همان قانون به ذکر ادله و وسایلی که خواهان برای اثبات اداعای خود دارد، در دادخواست بدوی تصریح شده است.

۲- چنانچه مقصود معنای خاص ادله است، آیا باید ادله جدید باشد که در مرحله بدوی مطرح شده و یا همان ادله مطروح شده در مرجع بدوی را شامل می‌شود؟

متن نظریه

۱ و ۲- دلائل تجدید نظرخواهی مذکور در بند ۶ ماده ۳۴۱ قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب ۱۳۷۹، تمامی جهات و عللی که تجدید نظرخواهی و نقض رأی تجدیدنظر خواسته را توجیه می‌کند، شامل می‌شود.

نظریهٔ مشورتی جنبهٔ راهنمایی دارد و مانند رأی دادگاه لازم‌الاجرا نیست؛ با این حال، چون پاسخ ادارهٔ کل حقوقی قوهٔ قضاییه است، برای فهم رویهٔ اجرایی و پیشگیری از اختلاف، مرجع مهمی به‌شمار می‌رود.

این نظریه برای کتابخانهٔ مدونات از مجموعهٔ نظریات مشورتی ادارهٔ کل حقوقی قوهٔ قضاییه بازخوانی شده است؛ برای استناد رسمی، متن منتشرشدهٔ همان اداره مرجع نهایی به‌شمار می‌رود.