شنبه ۱۱ مهر ۱۴۰۵

ادارهٔ کل حقوقی قوهٔ قضاییه

نظریهٔ مشورتی ۷/۱۴۰۳/۸۸۵ — ۱۴۰۴/۰۴/۲۱

شمارهٔ نظریه
۷/۱۴۰۳/۸۸۵
تاریخ صدور
۲۱ تیر ۱۴۰۴
اعتبار
راهنمای اجرایی

پرسش

چنانچه خواهان با طرح دعوا به شهادت شهود برای اثبات امری که شهادت با آن ممکن است، استناد و تصریح کند؛

اما دادگاه بدوی و تجدیدنظر به این درخواست توجه نکنند و در نهایت حکم علیه خواهان صادر شود و این رفتار قضات در دادگاه انتظامی قضات تخلف انتظامی تلقی شود؛ آیا این امر می‌تواند از موجبات اعاده دادرسی باشد؟ از آنجا که در نتیجه اقدام مرجع قضایی رسیدگی‌کننده، شهادت شهود استماع نشده و این دلیل از دسترس خارج شده است، آیا این امر می‌تواند سند مکتوم موضوع بند ۷ ماده ۴۲۶ قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب ۱۳۷۹ تلقی شده و از موجبات اعاد دادرسی محسوب شود؟

متن نظریه

مقصود از سند مکتوم موضوع بند ۷ ماده ۴۲۶ قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب ۱۳۷۹، سندی است که در جریان دادرسی منتهی به صدور رأی به صورت واقعی مکتوم بوده و در طی این فرایند، سند در اختیار مستدعی دادرسی نبوده است و بر این اساس، صرف عدم توجه دادگاه به درخواست خواهان برای استماع شهادت شهود و صدور رأی بر بی‌حقی وی و محکومیت انتظامی قاضی رسیدگی‌کننده از این حیث، آنگونه که در فرض سؤال آمده است، موجبی برای تلقی این امر به عنوان مکتوم بودن سند و پذیرش اعاده دادرسی نیست و مدعی می‌تواند اعمال ماده ۴۷۷ قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲ را در خصوص این رأی درخواست کند

نظریهٔ مشورتی جنبهٔ راهنمایی دارد و مانند رأی دادگاه لازم‌الاجرا نیست؛ با این حال، چون پاسخ ادارهٔ کل حقوقی قوهٔ قضاییه است، برای فهم رویهٔ اجرایی و پیشگیری از اختلاف، مرجع مهمی به‌شمار می‌رود.

این نظریه برای کتابخانهٔ مدونات از مجموعهٔ نظریات مشورتی ادارهٔ کل حقوقی قوهٔ قضاییه بازخوانی شده است؛ برای استناد رسمی، متن منتشرشدهٔ همان اداره مرجع نهایی به‌شمار می‌رود.